از پسماند تا ارزش: چگونه صنعت نساجی میتواند بحران جهانی زباله را به فرصت تبدیل کند؟
در سال ۲۰۲۴، جهان بیش از ۱۲۰ میلیون تُن لباس دور ریخت—مقداری که میتوانست بیش از ۲۰۰ استادیوم المپیک را پر کند. این آمار تکاندهنده نهتنها نشاندهنده تغییرات شدید در الگوهای مصرف پوشاک است، بلکه زنگ خطری جدی برای محیطزیست، اقتصاد و آینده صنعت نساجی محسوب میشود. در گزارشی جامع از گروه مشاوره بوستون (BCG)، راهکارهایی برای تبدیل این بحران به فرصت ارائه شده است؛ راهکارهایی که میتوانند صنعت نساجی را به سمت اقتصاد چرخشی واقعی سوق دهند.
بحران پسماند نساجی؛ ابعاد اقتصادی و زیستمحیطی
افزایش درآمد، تغییر سبک زندگی و رشد سریع مدهای فصلی باعث شدهاند که مصرف پوشاک بهشدت افزایش یابد، در حالی که عمر استفاده از هر لباس کاهش یافته است. نتیجه این روند، انباشت عظیم پسماند نساجی است که عمدتاً به محلهای دفن زباله یا سوزاندن منتقل میشود.
بر اساس گزارش BCG، تنها ۱۲٪ از لباسهای دورریختهشده مجدداً استفاده میشوند و کمتر از ۱٪ آنها به الیاف جدید قابل استفاده در تولید پوشاک تبدیل میشوند. این یعنی سالانه حدود ۱۵۰ میلیارد دلار ارزش مواد خام از دست میرود—منابعی که با صرف انرژی، آب و نیروی انسانی تولید شدهاند و بهسرعت نابود میشوند.
از منظر زیستمحیطی، تولید منسوجات مسئول ۹۲٪ از انتشار گازهای گلخانهای صنعت مد است. سوزاندن یک تُن منسوجات معادل شش سفر رفتوبرگشت هوایی بین لندن و نیویورک برای یک نفر گاز گلخانهای تولید میکند. دفن همین مقدار نیز معادل هشت سفر مشابه است. در کنار آن، رهاسازی میکروپلاستیکها در طبیعت، تهدیدی جدی برای اکوسیستمها بهشمار میرود.
چرا بازیافت نساجی ناکارآمد است؟
با وجود تلاشهای پراکنده برای جمعآوری و بازیافت لباسها، سیستم فعلی بازیافت نساجی با موانع جدی مواجه است:
۱. هزینه بالا و کیفیت پایین مواد بازیافتی:
الیاف بازیافتی اغلب گرانتر از الیاف نو هستند. بهعنوان مثال، پلیاستر بازیافتی ممکن است دو برابر پلیاستر نو قیمت داشته باشد. این اختلاف قیمت ناشی از زنجیرههای تأمین بهینهشده برای مواد اولیه نو، یارانههای دولتی و نبود هزینههای زیستمحیطی در قیمتگذاری مواد نو است.
۲. زیرساخت ناکافی برای جمعآوری و تفکیک:
بیشتر سیستمهای جمعآوری لباس بر فروش مجدد تمرکز دارند، نه بازیافت. فرآیندهای تفکیک دستی، کند و غیر دقیقاند و نمیتوانند بهدرستی نوع پارچه، رنگ، یا اجزای مزاحم مانند زیپ و دکمه را شناسایی کنند.
۳. پیچیدگی ترکیب پارچهها:
بیشتر لباسهای امروزی از ترکیب الیاف طبیعی و مصنوعی ساخته شدهاند. فناوریهای بازیافت فعلی عمدتاً مکانیکیاند و فقط با پارچههای تکجنس کار میکنند. این ناهماهنگی بین نوع پسماند و ظرفیت فناوری، مانعی جدی برای بازیافت مؤثر است.
راهکارهای پیشنهادی برای اقتصاد چرخشی نساجی
گزارش BCG پنج اقدام کلیدی را برای عبور از بحران و ساختن یک سیستم بازیافت مؤثر پیشنهاد میدهد:
۱. افزایش تقاضا برای الیاف بازیافتی:
برندهای بزرگ میتوانند با همکاری، تقاضای حجیم برای الیاف بازیافتی ایجاد کنند. برندهای کوچک نیز میتوانند با ابزارهای مالی مشترک، هزینههای اولیه تغییر به مواد بازیافتی را مدیریت کنند.
۲. گسترش سیستمهای جمعآوری پسماند:
ایجاد شبکههای محلی، استفاده از برنامههای بازگشت لباس توسط برندها، و ترکیب ابتکارات دولتی و خصوصی میتواند نرخ جمعآوری را تا ۵۵٪ افزایش دهد.
۳. مدرنسازی فرآیند تفکیک:
استفاده از فناوریهایی مانند طیفسنجی مادون قرمز، هوش مصنوعی و رباتیک میتواند ظرفیت تفکیک را تا ۹۰٪ افزایش دهد و امکان پردازش دقیقتر و سریعتر را فراهم کند.
۴. توسعه فناوریهای بازیافت صنعتی:
سرمایهگذاری در فناوریهایی که بتوانند با انواع مختلف پارچهها کار کنند، از جمله ترکیبات پیچیده، ضروری است. انتخاب محلهای مناسب برای احداث مراکز بازیافت نیز در کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری نقش دارد.
۵. سرمایهگذاری در نوآوری:
شرکتهایی مانند Circ، Syre و Infinited Fiber تاکنون بیش از ۲۵۰ میلیون دلار سرمایه جذب کردهاند. اما برای رسیدن به مقیاس صنعتی، نیاز به سرمایهگذاریهای هماهنگ از سوی برندها، تولیدکنندگان و نهادهای مالی وجود دارد.
نقش دولتها، شرکتها و مصرفکنندگان
برای تحقق اقتصاد چرخشی نساجی، همکاری همهجانبه ضروری است:
دولتها میتوانند با اجرای مقررات مسئولیت تولیدکننده (EPR)، شرکتها را ملزم به تأمین هزینههای جمعآوری و بازیافت کنند. نمونه موفق آن در هلند است که تا سال ۲۰۳۰، شرکتها باید ۷۵٪ از منسوجات عرضهشده را برای بازیافت آماده کنند.
شرکتها میتوانند با ایجاد مشارکتهای صنعتی، سرمایهگذاری مشترک، و ادغام عمودی با شرکتهای بازیافت، زنجیره تأمین خود را پایدارتر و کارآمدتر کنند. همکاری با صنایع مجاور مانند الکترونیک و شیمی نیز میتواند به حل چالشهای فنی کمک کند.
مصرفکنندگان نیز نقش کلیدی دارند. آگاهیبخشی، ایجاد زیرساختهای ساده برای بازگرداندن لباسها، و کمپینهای فرهنگی مانند #RRRR در فرانسه که به کاهش، استفاده مجدد، تعمیر و بازیافت لباسها میپردازد، میتواند مشارکت عمومی را افزایش دهد.
نتیجهگیری؛ از بحران تا فرصت
بحران پسماند نساجی، اگرچه گسترده و پیچیده است، اما با اقدامات هماهنگ و هدفمند میتواند به فرصتی برای تحول صنعت، حفاظت از محیطزیست و ایجاد ارزش اقتصادی تبدیل شود. با افزایش نرخ بازیافت به بیش از ۳۰٪، میتوان سالانه بیش از ۵۰ میلیارد دلار ارزش مواد خام بازیافتی تولید کرد و حدود ۱۸۰ هزار شغل جدید ایجاد نمود.
مسیر پیشرو نیازمند جسارت، سرمایهگذاری، نوآوری و همکاری است. اگر صنعت نساجی بتواند از تجربه موفق صنایع دیگر مانند انرژی خورشیدی یا بازیافت بطریها درس بگیرد، آیندهای پایدار، رقابتی و انسانی در انتظار آن خواهد بود.
منابع

نظرات
ارسال یک نظر